گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان
فعالیت های کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی
حدیث موضوعی


مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 آذر 1397
ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 19 آذر 1397


ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 آذر 1397
ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 13 آذر 1397

دلم عجیب گرفته است

و هیچ چیز،

نه این دقایق خوشبو، که روی شاخهٔ نارنج می‌شود خاموش

نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست

نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی‌رهاند

و فکر می‌کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد..

سهراب سپهری



ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 22 آبان 1397

زندگی رویا نیست

زندگی زیبایی ست

می‌توان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی

میتوان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت

می‌توان از میان فاصله‌ها را برداشت

دل من با دل تو

هر دو بیزار از این فاصله‌هاست

حمید مصدق



ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1 آبان 1397
ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1 آبان 1397


ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 24 مهر 1397


من دلم می خواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش

دوستهایم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو

هرکسی می خواهد

وارد خانه پر عشق و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند

شرط وارد گشتن

شست و شوی دلهاست

شرط آن داشتن

یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبم

روی آن با قلم سبز بهار

می نویسم ای یار

خانه ی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر

“خانه دوست کجاست؟ “



ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 مهر 1397
در وصالت چرا بیاموزم
در فراقت چرا بیاموزم
یا تو با درد من بیامیزی
یا من از تو دوا بیاموزم
می گریزی ز من كه نادانم
یا بیامیزی یا بیاموزم
پیش از این ناز و خشم می كردم
تا من از تو جدا بیاموزم
چون خدا با تو است در شب و روز
بعد از این از خدا بیاموزم
در فراقت سزای خود دیدم
چون بدیدم سزا بیاموزم
خاك پای تو را به دست آرم
تا از او كیمیا بیاموزم
آفتاب تو را شوم ذره
معنی والضحی بیاموزم
كهربای تو را شوم كاهی
جذبه كهربا بیاموزم
از دو عالم دو دیده بردوزم
این من از مصطفی بیاموزم
سر مازاغ و ماطغی را من
جز از او از كجا بیاموزم
در هوایش طواف سازم تا
چون فلك در هوا بیاموزم
بند هستی فروگشادم تا
همچو مه بی‌قبا بیاموزم
همچو ماهی زره ز خود سازم
تا به بحر آشنا بیاموزم
همچو دل خون خورم كه تا چون دل
سیر بی‌دست و پا بیاموزم
در وفا نیست كس تمام استاد
پس وفا از وفا بیاموزم
ختمش این شد كه خوش لقای منی
از تو خوش خوش لقا بیاموزم
 


ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 مهر 1397

شهادت کلمه ای است که با خون تلفظ می شود.  دکتر علی شریعتی



ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 مهر 1397

سال تحصیلی جدید را خدمت فرهنگیان و دانش آموزان ناحیه 2 بهارستان تبریک عرض میکنم.

سرگروه ادبیات

 



ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 16 بهمن 1396

و عشق 
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق 
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی كه 
- غرق ابهامند
- نه ،
صدای فاصله هایی كه مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یك هیچ می شوند كدر.
همیشه عاشق تنهاست.
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.
و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز.
و او و ثانیه ها روی نور می خوابند.
و او و ثانیه ها بهترین كتاب جهان را 
به آب می بخشند.
و خوب می دانند
كه هیچ ماهی هرگز 
هزار و یك گره رودخانه را نگشود....



ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 16 بهمن 1396

نشسته در دل خاکم به یاد دوست هنوز

دل گداخته را آرزوی اوست هنوز

 

نه عشق آینه رویی،نه ذوق هم سخنی

عجب که طوطی ما گرم گفت و گوست هنوز!

 

ز بیم خوی تو رازم نهفته ماند به دل

در این صدف گهر از پاس آبروست هنوز

 

از آن ز دلتنگی گمنامیم،رهایی نیست

که چون صدف به لبم مهر آبروست هنوز

 

در این بهار چو اشک از کنار چشم ترم

مرو که خرمن گل در کنار جوست هنوز

 

چو پاره ی تن ما برد،نقد جان طلبد

عجوز دهر چو طفلان،بهانه جوست هنوز

 

ز هم نشینی دل با غم تو در عجبم

که پیر گشت و همانش به دایه خواست هنوز

 

ز خوان هستیش ای آسمان چه میرانی؟

که میهمان لقمه در گلوست هنوز

 

کس نماند کز آن تند خو کناره نکرد

((امیر))ماست که از جان اسیر اوست هنوز



ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 16 بهمن 1396
احمد عزیزی (زادهٔ ۴ دی ۱۳۳۷، کرمانشاه – درگذشتهٔ ۱۶ اسفند ۱۳۹۵، کرمانشاه
از شاعران معاصر ایرانی و ارائه دهنده سبک جدید مثنوی هستند.
وی آثار شعر و نثر ادبی متعددی دارد و شاعری با سبک منحصر به فرد است که این سبک بصورت مثنوی در "کفشهای مکاشفه" جلوه کرده‌است تمایل سبک وی به معنویت و عرفان اسلامی با فرم جدیدی از مثنوی ملهم از مثنوی مولوی در شعر معاصر بی‌نظیر است. این سبک تاثیر بسیار زیادی در شعر معاصر گذاشته‌است. اشعار عزیزی با عرفان اسلامی آمیختگی دارد و تمجید از اهل بیت در بیشتر آثارش موج می‌زند. وی از پانزدهم اسفندماه ۱۳۸۶ بعلت کاهش سطح هوشیاری ناشی از تشنج، بیماری قلبی و کلیوی در بخش آی‌سی‌یو بیمارستان امام رضا کرمانشاه بستری بودند.

 

احمد اعطا با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰، اهواز - ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی است. او را پیرو مکتب«رئالیسم اجتماعی» می‌دانند. معروف‌ترین رمان او «همسایه ها »در زمرهٔ آثار برجستهٔ ادبیات معاصر ایران شمرده می‌شود.او نام پدرش محمود رابه عنوان نام مستعار برای خود انتخاب کرده بود. 

آرمانگرایی ، خلاقیت ، واقع گرایی و صداقت از ویژگی های قلم احمد است. از دیگر آثار او می توان به «مدار صفر درجه » که یک رمان تحسین شده است ، و «درخت انجیر معابد » که در سال 1379 برنده ی دوره ی اول جایزه هوشنگ گلشیری شد اشاره کرد.



ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 18 اسفند 1395


ارسال توسط سرگروه ادبیات متوسطه1
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا از عملکرد (اطلاع رسانی، نو و بروز بودن محتوا، کاربردی بودن مطالب و...) وب سایت گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان رضایت دارید؟






صفحات جانبی
دبیرخانه های استانی
امکانات جانبی
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت


یک پیام بفرستید