گروههای آموزشی ناحیه دو بهارستان
فعالیت های کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی
حدیث موضوعی

مرتبه
تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1399

روش های اصلاح اختلالات نوشتاری در کودکان

1- بدخطی یا نارسا نوشتن

ممکن است بدخطی دانش آموزان به دلیل ضایعات استخوانی، عصبی یا حالات عاطفی و روانی نامطلوب باشد. در اینصورت مراجعه به متخصص ضروری می باشد زیرا آموزش های معلم در زمینه خوشنویسی کافی نیست . درمیان مهارت های تحصیلی، نوشتن ملموس ترین مهارت است زیرا فرد با استفاده از این مهارت سندی از خود به جا می گذارد. به همین دلیل مهارت در خوشنویسی اهمیت بسزایی دارد.

در صورت بدخطی و نارسا نوشتن کودک، باید او را از نظر اختلالات یادگیری هم بررسی کرد. اختلال یادگیری شامل گروهی از اختلالات و توانایی فرد برای دریافت و تحلیل اطلاعات چه به صورت کلامی، چه غیرکلامی است.این کودکان درک درستی از آنچه می بینند ، می شنوند و یا می خوانند ، را ندارند. اختلال یادگیری مشکل پایداری است که پیشرفت تحصیلی فرد با کارکرد هوشی او در آن مطابقتی ندارد.

دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ممکن است توان نوشتاری و دست خط خوبی نداشته باشند و املای آنها پر از غلط باشد. آنها توانایی برقراری ارتباط با جملاتی که می نویسند، ندارند چون نمی توانند کلمات و جملات را درست به هم مرتبط کنند.

همچنین نقطه گذاری و دستور زبان او مشکل دارد. نوشته های این گروه افراد پراکنده و گسسته است و خواننده توانایی درک مطلب را نخواهد داشت چرا که ساختار نوشتار این کودکان ضعیف است و نمی توانند آنچه در ذهنشان است را با نوشته به دیگران انتقال دهند.

2- نوشتن نامرتب

نادرست بودن وضعیت نشستن و قرار دادن کاغذ ،حرکت بسیار کند دست، محکم گرفتن مداد بین انگشتان و نبودن آزادی حرکت و انعطاف پایین دست از علتهای نامرتب نویسی است.

بهتر است از قوانیی همچون نوشتن از ابتدای خط شروع ، منحرف نشدن از خط ، استفاده نکردن از پاک کن و تیز بودن نوک مداد هنگام نوشتن و... استفاده کرد.برای بالا بردن میزان دقت می توانید کاغذ نازکی روی نوشته درس قرار دهید، به طوری که نوشته ها دیده شود. بعد از دانش آموز بخواهیدبا دقت به نوشته ها، روی نوشته ها را پررنگ کند و بنویسد.

3- قرار دادن فاصله میان حروف و کلمات

داشتن سرعت زیاد قلم هنگام نوشتن، حرکت بیش از حد و سریع جانبی و بی توجهی به هماهنگی لازم برای نوشتن از علل بروز این حالت می باشند . برای حل این مسئله ، معلم و والدین باید کلمه های یک جمله را به صورت کمرنگ یا نقطه چین بنویسند تا دانش آموز ضمن کامل کردن جمله به فاصله ها هم توجه داشته باشد.مثلا با استفاده از قرار دادن چوب کبریت به صورت عمودی می توان فاصله کلمات را تعیین کرد .بعد از نوشتن یک کلمه چوب کبریت را قرار دهد و کلمه بعد را بنویسد و...

4 -اختلال در گذاشتن سرکش و نقطه

برخی از دانش آموزان نقطه و سرکش کم و زیاد می گذارند کهنیازمند به تقویت دقت دیداری و دقت و تمرکز هستند. عدم توجه و رسیدگی در سال اول تحصیلی منجربه ادامه دار شدن این مشکل در مقاطع بالاتر می شود .برای تقویت و افزایش دقت کودکان از بازیهایی همچون پیدا کردن اختلاف تصاویر ، بگرد و پیدا کن، بازی های دقتی، کارهای نقطه چین، شباهت را پیدا کن و...می توان استفاده کرد.

5 -پررنگ نویسی

سفت نگه داشتن مداد با انگشتان ، فشار بیش از حد انگشتان شست، اشاره و وسط و استفاده از مداد نامناسب یا قطر کم قلم یا مداد است.می توان به جای دفتر یا کتاب از یک کاغذ استفاده کرد . این کاغذ را روی فرش یا بالش قرار دهید تا کودک روی آن بنویسد، به شرط اینکه کاغذ سوراخ نشود.پس از مدتی کودک می تواند فشار انگشتان و قلم خود را روی کاغذ تنظیم کند.

6- کج نویسی

در جهت درست قرار ندادن دفتر یا کاغذ ، قرار نگرفتن درست مداد بین انگشتان، سفت در دست گرفتن مداد و فشار زیاد انگشت شست به آن از دیگر علل بروز اختلال یادگیری می باشد.

برای رفع این مشکل از کودک بخواهید ، حین نوشتن بازو را به بدن بچسباند تا دست انعطاف زیادی نداشته باشد.برای روی خط نوشتن کودکان می توان از خط کش در بالای و پایین خط استفاده نمود .به طوری که هنگام انحراف از خط ، مداد به لبه خط کش برخورد کند.

پیش گیری:

از آنجا که علت دیسگرافیا در کودکان نامشخص است اما هیچ راهی برای جلوگیری از آن وجود ندارد.

چه زمانی به پزشک مراجعه کنید:

اگر متوجه شدید کودک با وجود تمرین و آموزش معلمان، دست خط بدی دارد باید به پزشک مربوطه مراجعه کنید تا ابتدا برای رفع هرگونه بیماری یا شرایطی که ممکن است موجب مشکلات نوشتاری کودک شود تلاش کنند.



ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1399

انواع اختلال در نوشتن

اختلال در نوشتن فکری -حرکتی:

این زمانی است که حرکات یک مرحله ای مشکلاتی را ایجاد می کند. اختلال در نوشتن نیز می تواند خیالی باشد، که به مشکلات اجرای مجموعه ای از حرکات مورد نیاز برای هماهنگی مانند بستن یک زیپ یا نوشتن با خودکار یا مداد اشاره دارد.

اختلال در نوشتن ساختمانی :

این شکل از اختلال در نوشتن نشان می دهد یک کودک به سختی درک می کند که چگونه اشیا به یکدیگر مربوط می شوند. این کودکان ممکن است از بازی کردن با بلوک ها،لگو یا دیگر اسباب بازی های ساختمانی اجتناب کنند. اگر اختلال در نوشتن با اختلال کم توجهی همراه باشد کمبود توجه یا DAMP نامیده می شود.

اختلال در نوشتن تحت اللفظی:

اختلال در نوشتن، مهارت های زبانی را تحت تاثیر قرار می دهند که به آن اختلال سخنرانی هم گفته می شود.در واقع کودکان به طور معمول کلمات را بریده بریده می گویند که ممکن است به دلیل مشکلات تلفظ، درک آن ها دشوار باشد.

با این حال، بریده بریده صحبت کردن ناشی از ضعف در ماهیچه ها نیست، بلکه تفاوت در نحوه ارسال پیام به بدن در ارتباط با توالی های حرکتی و هماهنگی ماهیچه مورد نیاز برای تشکیل گفتار است.

آیا یادگیری دشوار است؟

با وجود اینکه اختلال در نوشتن یا دیسگرافیا به عنوان مشکل یادگیری مغز یاد می شود، دولت های آمریکا و انگلستان آن را به عنوان یک ناتوانی یادگیری مثل نارساخوانی یا بیش فعالی طبقه بندی نمی کنند. اما در حالی که هیچ ارتباطی با هوش ندارد، می تواند بر یادگیری تاثیر بگذارد، به خصوص زمانی که بر نویسندگی، مهارت صحبت کردن و استفاده از کامپیوتر تاثیر می گذارد.

همچنین مهم است که بدانید اختلال در نوشتن شاید در کنار مشکلات یادگیری خاص رخ دهد.

محل اقامت و استراتژی ها:

از آنجا که اختلال در نوشتن می تواند روی توانایی یک دانش آموز برای انجام گستره ای از مهارت های روزمره تاثیر بگذارد، مهم است هر کودک را به طور جداگانه ارزیابی کرده و طرح استفاده از استراتژی و محل اقامت متناسب با نیازهای آن ها را توسعه دهید.

به آن ها در سازمان دهی کمک کنید :

با برنامه ریزی های ساده به راحتی می توان برخی کارها را انجام داد که بسیار مفید است. با اتصال یک برنامه به دفتر و مشخص کردن روز و زمان مختلف شروع کنید یا برچسبی به سیستم برای ذخیره سازی و سازماندهی تکالیف بزنید ومطمئن شوید که کودک با سیستم درگیر است و از آن استفاده می کند.


وسایل مورد نیاز مدرسه را برای کودکان تهیه کنید :

زمانی که کودکان مبتلا به دیسگرافیا دشواری های نوشتن را تجربه می کنند، نوشتن می تواند به طور فیزیکی برایشان دردآور باشد. برای برخی کودکان، گرفتن مداد با پاکن یا ماژیک های کلفت راحت تر است.

همچنین ممکن است کودک برای نوشتن روی خط مستقیم، فاصله بین کلمات یا شکل حروف دچار مشکل شود که به آن ها کاغذ گراف یا کاغذ خط دار با حاشیه های بزرگتر و استفاده از خط کش یا ابزارهای دیگر را پیشنهاد می کنیم.

به کودکان اجازه استفاده از کامپیوتر را بدهید:

اگر از دانش آموزان مبتلا به دیسگرافیا انتظار رود همزمان با درس خواندن بنویسند دچار مشکل می شوند. آموزش تایپ کردن و اجازه استفاده از کامپیوتر در کلاس می تواند این کار را آسان تر کند چون فرآیند نوشتن را قوی و به کپی کردن نیز کمک می کند.

خودتان تکرار کنید:

در هنگام ارائه یک درس، معلمان می توانند به طور معمول توقف کنند تا اطلاعات درس قبلی ثبت شود هرچه تکرار بیشتر باشد، برای دانش آموزان دیسگرافیا آسان تر است که فرآیند را پردازش و ذخیره کنند. همچنین می تواند به سازماندهی مجدد جزئیات بطور طبقه بندی و یادگیری و به یاد آوردن ایده های جدید کمک کند.

دستورالعمل های کار را به دقت بررسی کنید:

این موضوع به خصوص برای تکالیفی که چندین مرحله دارند، اهمیت ویژه ای دارد. دستورالعمل های کتبی و شفاهی را فراهم کنید و بر روی ترتیب صحیح و رویکرد از طریق مدل سازی ،تاکید کنید. از دانش آموزان بپرسید تا مطمئن شوید درک کرده اند.

زمان را برای انجام تکالیف کودکان بروزرسانی کنید:

برای کودکان مبتلا به دیسگرافیا ممکن است زمان بندی سختی باشد ولی می توانید به آن ها یاد آوری کنید که در فواصل منظم حرکت کنند. ممکن است هر 15 دقیقه یک علامت را نگه دارید، از یک ساعت بزرگ کاغذ استفاده کنید و دست ها را تکان دهید و یا با یک سیگنال صوتی مانند زنگ یا سوت که در فواصل معین نواخته می شود این کار را انجام دهید. فقط به خاطر داشته باشید که بچه ها ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشند ، آن ها می توانند پروژه ها را در خانه به اتمام برسانند اگر زمان کلاس تمام شد.

عوامل حواس پرتی را در محیط به حداقل برسانید :

ممکن است کودک در جلوی اتاق بنشیند یا گوشه دنجی پیدا کند که بتواند در آن کار کند. هرچه عوامل حواس پرتی کم تر باشد، تمرکز و دریافت اطلاعات بیشتر برای آن ها آسان تر خواهد بود.

سعی کنید منظم با آنها تماس چشمی داشته باشید و در اغلب با چک کردن آنها ببینید که چه کاری انجام می دهند . اینها تکنیک های مفید برای کودکانی هستند که با اختلال کم توجهی مبارزه می کنند.

اضطراب آنها را کاهش دهید :

علائم دیسگرافیا یا اختلال در نوشتن می تواند تحت شرایط استرس زا بدتر شود. گاهی اوقات بازی کردن با موسیقی کلاسیک یا باز کردن پنجره برای گردش هوای تازه می تواند به کودکان درحفظ تمرکز کمک کند.

به آن ها یادآوری کنید که صاف بنشینند و نفس های عمیق بکشند. همچنین خوب است کودکان را تشویق کنید که گاهی بلند شوند و به اطراف اتاق یا بیرون بروند و با سرعت بدوند تا به آن ها کمک کند زمانی که به کلاس برمی گردند بهتر تمرکز کنند.

استفاده از تکنولوژی:

یکی از بهترین روش ها برای تسهیل نوشتن کودکان مبتلا به دیسگرافیا تایپ کردن با صفحه کلید رایانه است. تایپ بدون نگاه به صفحه کلید فرآیندی است که ترجمه افکار و ایده ها را به زبان نوشتاری تبدیل می کند و یک ظرف نوشتاری و فاصله را در یک صفحه نگه می دارد.

همچنین استفاده از برنامه گفتار به نوشتار برای انجام تکالیف مفید است.

توجه داشته باشید اگر کودک دیسگرافیا شدید داشته باشد و استفاده از صفحه کلید را مشکل کند، تکنولوژی جدید گفتار به متن هر روز دقیق تر می شود و می توانید آن را روی تلفن همراه و لب تاپ ها نصب کنید.

انگیزه، تشویق واعتماد به نفس

کمک به کودک در یادگیری نحوه پردازش و برخورد با احساساتشان می تواند دشوار باشد، اما این کار به طور خاص برای دانش آموز مبتلا به اختلال در نوشتن دشوارتر است. اختلال در نوشتن گاهی با رفتار نابالغ یا تکانشگری مرتبط است.

عدم توانایی استفاده از قیچی مانند دیگر بچه ها در کلاس، یا دوچرخه سواری در پارک با دوستان می تواند خجالت آور باشد و عوارض احساسی بر روی کودکان مبتلا به دیسگرافیا داشته باشد.

وقتی که عملکرد در مدرسه هم ضعیف باشد عوارض بدتر می شود ،مهم نیست کودک چقدر برای انجام کار ها تلاش می کند. پریشانی و احساس کم ارزشی می تواند باعث شود که دانش آموز در خارج از مدرسه تخلیه هیجانی کند و ارتباطات منفی با مدرسه و یادگیری بیشتر شود.

با این حال، کودکان مبتلا به دیسگرافیا هنگامی که حمایت عاطفی و تشویق مورد نیاز را دریافت می کنند، می توانند یاد بگیرند که با انگیزه بمانند و در مواجهه با چالشها استقامت داشته باشند.

معلمان و والدین می توانند با فراهم کردن فرصت های زیادی برای موفقیت، اجتناب از مقایسه و ستایش از تلاش نه نتیجه کار به آن ها کمک کنند.

متاسفانه در کشور ما سیستم آموزش و پرورش، روان شناسی، روان پزشکی و... هر کدام برای اختلال یادگیری طبقه بندی و تعریف مخصوص خود را دارند و متعاقبا این موضوع بر تشخیص و درمان هم تاثیر دارد.



ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 2 اردیبهشت 1399

چرا نباید سر کودکان فریاد بزنیم؟


می خواهیم در مورد داد و فریاد زدن حرف بزنیم. شاید شما جزو آن هایی باشید که مدام سر بچه ها داد می زنند یا شاید هم گهگاه این کار را می کنید و یا ممکن است خیلی به ندرت پیش بیاید که سر فرزندتان داد بزنید.
اگر اصلا این کار را نمی کنید به شما تبریک می گوییم. اگر هم اهل داد زدن هستید، خب، بالاخره انسان است دیگر! شاید تا به حال نمی دانستید داد زدن بر سر بچه ها، چه عواقبی دارد که ما برای تان می گوییم و البته اینکه چطور می توانید این عادت را از محیط خانه تان دور کنید.

روش های آموزش در خانواده های مختلف متفاوت است . برخی از خانواده ها بیش از اندازه با کودکانشان نرم و برخی دیگر بیش از اندازه با کودکانشان خشن رفتار می کنند هر دوی این ها در نهایت منجر به تخریب شخصیت کودک خواهد شد

5 دلیلی که هرگز نباید سر کودک مان فریاد بزنیم

1- فریاد بزرگسالان بچه ها را می ترساند

هر پدر و مادری علاقه مند است که با فرزند خود دوست باشد و در واقع با یک حالت دوستی زندگی را با فرزندش ادامه دهد . آیا ممکن است شما با شخصی که از او می ترسید دوست شوید ؟

در بهترین حالت با بزرگتر شدن فرزند ترس از بین خواهد رفت و در بدترین حالت در تمام سنین بزرگسالی کودکتان این ترس را در وجود خود خواهد داشت.

«راهکار والدین چیست »

  • به یاد داشته باشید که کودک شما شخصیت دارد و حق ابراز وجود را برای خود قائل است
  • همیشه با او صحبت کنید
  • از خود در زندگی کودک یک مشاوره خوب بسازید نه یک مهاجم خوب

2 - عدم اعتماد کودک روابطش را با شما تضعیف می کنند

دانشمندان ثابت کرده اند که فریاد بر سر کودکان مانند تنبیه فیزیکی تاثیر گذار است و ترس از این تنبیه باعث می شود که کودکان به شما دیگر اعتماد نکنند و تمام مسائل را با شما مطرح نکنند ، که در نتیجه باعث تضعیف روابط بین کودک و والدین خواهد شد

«راهکار والدین چیست »

  • در برابر اشتباهات کوچک واکنش طنز وار نشان دهید
  • سعی کنید اغلب در مواردی که کودک شما به آنها علاقه مند است با او صحبت کنید

3 - کودکتان اضافه وزن خواهد پیدا کرد

دانشمندان طی مطالعاتی که انجام داده اند دریافتند استرسی که در راستای فریاد بر سر کودکان به وجود می آید باعث انفجار هورمونی و فعالیت های قلبی و عروقی پایین و فرآیندهای التهابی در بدن کودکان می شود

«راهکار والدین چیست »

  • نظارت بر احساسات و اعمال خود داشته باشید
  • مشکلات خودرو رابطه با فرزند انتقال ندهید
  • کودک را ستایش کنید و بگویید که او را دوست دارید

4 - شخصیت کودکتان بد خواهد شد

داد و فریاد بر سر کودک در گذر زمان باعث انتقال خشم از شما به کودکان خواهد شد و این خشم و ممنوعیت ها بی رحمانه در کودکتان رشد می کند تا جایی که در بزرگسالی امکان تبدیل شدن کودک به یک شخص عصبی و حتی یک مجرم را دارد. علاوه بر این در دوران نوجوانی این کودکان مستعد ابتلا به افسردگی هستند

«راهکار والدین چیست »

  • به یاد داشته باشید که یک نمونه برای کودک خود باشید
  • پایبند باشید اما در رفتار خود پایدار نیز باشید
  • به او بیشتر توجه کنید  

5 - در آینده کودکتان از میگرن رنج خواهد برد

بزرگسالانی که در دوران کودکی تحقیر شده و توهین به آنها می شود اغلب از میگرن مزمن رنج می برند . تا جایی که این حالات و ترس های کودکان می تواند باعث ایجاد  اضطراب و افکار خودکشی برایشان گردد . این تا جایی پیش می رود که بزرگسال ها مجبور می شوند که به یک روانشناس حرفه ای مراجعه کنند

« راهکار والدین چیست »

  • نارضایتی های خود را آرام و منطقی بیان کنید
  • اگر در تربیت کودکان شکست خوردید باید اشتباه خود را بپذیرید
  • یاد بگیرید که به فرزندانتان گوش کنید و حرفهای آنها را بشنوید

در نتیجه :مهمترین دلیلی که باعث میشود هرگز بر سر یک کودک فریاد نزنید اینست که در نتیجه او را سالم و شاداب خواهید دید. و این تنها با نشان دادن صبر و عشق به دست می آید



ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : شنبه 16 فروردین 1399

- خانواده‌ی دانش آموزان

اولین محیط پرورش دهنده کودک کانون خانواده است و مسلما رشد سالم و بهداشت روانی دانش آموزان به مقدار زیادی به سلامت خانواده و شرایط تربیتی بستگی دارد. والدینی که کودک خود را دوست داشته و به او احترام بگذارند فرزندی با اعتماد به نفس خواهند داشت. خانه باید مکانی باشد که کودک در آن احساس امنیت کرده و بتواند علایق، استعداد و عواطف خود را بدون واهمه و ترس ابراز نموده و از افراد دیگر خانواده در حل مشکلات خود کمک بگیرد. والدین بی‌ثبات و بی‌تفاوت و غیرمسئول بیش از هرکس دیگری بهداشت روانی کودک خود را به خطر می‌اندازند و الگوی رفتاری نامناسبی برای فرزندان خود هستند. شیوه تربیتی والدین، انتظارات والدین از دانش آموزان، نوع شخصیت و سلامت روان والدین، توجه مناسب به نیازهای کودک و شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده از عواملی است که در سلامت روان دانش آموزان تاثیرگذار است.


 2- معلمان و مربیان

معلم به عنوان یک الگو تاثیر زیادی بر رفتار دانش‌آموزان دارد. در واقع مسئولیت معلمان فقط در پرورش ذهن و آشنا ساختن شاگردان به مسائل اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی‌شود، بلکه آنان مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار، تأمین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش‌آموزان هستند. تلاش معلم نباید تنها در جهت کسب بهترین نتیجه آموزشی و نمرات عالی باشد بلکه معلم باید بكوشد به هر فرد به اندازه توانایی او مسئولیت دهد و تا حد امكان به پرورش فكری، روانی و جسمانی كودک بپردازد. دانش آموزان در مدرسه فرصت تجربه کردن دوست داشتن و دوست داشته شدن را پیدا می‌کنند و مربیان با محبت و توجه می‌توانند آنان را در مسیری قرار دهند که چگونگی برقراری روابط درست عاطفی، سازگاری با دیگران، مسئولیت پذیری و... را یاد بگیرند. به بیان دیگر معلم با پذیرش کودک و احترام به او و ارج نهادن به توانایی‌هایش می‌تواند به سلامت روان او کمک کند و به عنوان فردی قابل اعتماد از طرف دانش آموزان مورد پذیرش قرار بگیرد. برخی از ویژگی‌های معلمانی که می‌‌توانند بهداشت روانی دانش آموزان را ارتقا دهند عبارت است از:

  • سالم بودن از لحاظ روانی
  • پذیرش، دوست داشتن و احترام به دانش آموزان
  • آگاهی از مسایل مرتبط با با رشد جسمی و روانی کودکان و و علایم اختلالات روانی
  • آگاهی از رابطه بهداشت روانی و برنامه‌های آموزشی و تربیتی
  • توانایی در حمایت دانش آموزان در مشکلات و مسایل عاطفی و خانوادگی

 

3- محیط آموزشی

محیط آموزشی، در سطوح مختلف ( كودكستان، دبستان، دبیرستان و دانشگاه) از عواملی است كه تاثیر اساسی در بهداشت روانی افراد دارد. سلامت روانی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آنان در ارتباط است و ایجاد شرایطی در محیط آموزشی که بهداشت روانی دانش آموزان را مدنظر قرار دهد برای رسیدن به اهداف آموزشی، تربیتی و داشتن جامعه‌ای سالم باید مورد توجه قرار بگیرد. نیاز به موفقیت و احساس ارزشمند بودن نیاز مهمی است که برخی كودكان از طریق پیشرفت تحصیلی، ورزشی و اجتماعی و برخی با پرخاشگری این نیاز خود آن را ارضا می‌كنند. اگر وظایف او خارج از حدود استعداد و علاقه‌اش باشد، دچار احساس ناكامی خواهد شد و این ناکامی می‌تواند با پرخاشگری یا افسردگی خود را نشان دهد. كودكان در محیط آموزشگاهها یاد می‌گیرند كه چگونه رفتار اجتماعی داشته باشند و نقش خود را در اجتماع ایفا كنند. مدرسه یا محیط آموزشی می‌تواند به فرد در پذیرش مسئولیت، تصمیم گیری و حل مسائل زندگی بسیار کمک کند.



4- محیط فیزیکی مدرسه

 

شاید اثر شرایط محیط فیزیکی بر سلامت روان در ابتدای امر چندان مهم به نظر نرسد اما محیط فیزیکی تاثیر زیادی بر ارتقای بهداشت روانی افراد دارد. از آنجا که قسمت عمده ساعات روزانه دانش آموزان در محیط مدرسه می‌گذرد، فضای ساختمان مدرسه، رنگ‌ها، میزان نور، دمای محیط، بهداشت محیط و ایمنی آن بر رفتار و سلامت جسم و روان دانش آموزان موثر است. همچنین وجود امکانات مناسب مانند فضاهای ورزشی و آموزشی قابل قبول باید در جهت ارتقاء بهداشت روانی دانش آموزان مورد توجه قراربگیرد.

 

5- مسئولین مدرسه

 

برای تامین بهداشت روانی دانش آموزان، لازم است به بهداشت روانی مسئولین و کارکنان مدارس نیز اهمیت داده شود. آنان نه تنها بر روی دانش آموزان از لحاظ الگویی تاثیرگذارند همچنین نوع ارتباطی که با دانش آموزان برقرار می‌کنند می‌تواند برای بهداشت روانی دانش آموزان مفید یا مضر باشد. هر یک از دانش آموزان در محیط خانوادگی خاص خود تربیت شده‌اند و در محیط آموزشی مربیان با درک این مسئله باید به افراد کمک کنند تا با محیط جدید خود سازگارشوند. كودكی كه به مدرسه می‌رود به دنبال احساس تعلق، مشابه آنچه در خانه تجربه كرده است، می‌گردد و در صورتی كه در آن خانواده به این احساس دست نیافته باشد، در پی جبران آن در مدرسه است.

 

در این میان نقش مشاوران مدرسه نیز بسیار با اهمیت است. مشاور فعال و با دانش کافی مهمترین شخص در تامین بهداشت روانی مدرسه به شمار می‌رود. مشاور می‌تواند با شناسایی دانش آموزان مشکل دار و کمک به آنان، کمک به معلمان در استفاده از رفتارهای ارتباطی بهینه، و به طور کلی شناسایی عوامل مخل بهداشت روانی در مدارس به ارتقای بهداشت روانی دانش آموزان کمک کند.

 

6- ورزش

 

امروزه نقش ورزش در سلامت روانی بر کسی پوشیده نیست و این در مورد سلامت روان دانش آموزان نیز صدق می‌کند. عدم تحرک باعث ناهنجاری‌های متعدد جسمی و روانی در سنین مختلف می‌شود. ورزش در سلامت و آمادگی جسمانی، تعادل و ثبات هیجانی، جلب توجه، رقابت، رشد اعتماد به نفس، تصویر مثبت بدنی و اجتماعی و تامین نیازهای دوستی، احساس امنیت و تقویت گروهی، تاثیر فراوانی دارد. همچنین اضطراب افراد با ورزش به میزان زیادی کاهش می‌یابد. ورزش همچنین موجب تقویت اعتماد به نفس در فرد شده، او را متعادل، متفکر و سازگار با محیط می‌کند. بنابراین فعالیت‌های ورزشی دانش آموزان نه تنها به سلامت جسمانی آنان کمک کرده بلکه با ارضای بسیاری از نیازهای روانی دانش آموزان مانند نیاز به موفقیت و اجتماعی بودن به ارتقای بهداشت روانی دانش آموزان کمک کند.



ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 اسفند 1398

علائم کروناویروس چیست؟

علائم شامل تب، سرفه و تنگی نفس است. در مواد حادتر عفونت می‌تواند منجر به سینه پهلو (پنومونی یا همان عفونت ریه) یا مشکلات تنفسی گردد. در موارد نادر این بیماری کشنده خواهد بود.

علائم بیماری شبیه آنفولانزا یا سرماخوردگی معمولی است، که بسیار شایع تر از COVID-19 هستند. به همین دلیل برای تایید این که کسی COVID-19 گرفته باشد، بایستی آزمایش شود. نکته حائز اهمیت این است که اقدامات کلیدی پیشگیرانه را به خاطر بسپاریم که عبارتند از شستشوی دست‌ها و رعایت موارد بهداشتی تنفسی (پوشاندن دهان به هنگام عطسه یا سرفه با دستمال یا آرنج خم شده، سپس انداختن دستمال داخل سطح آشغال در بسته). همچنین واکسن آنفولانزا نیز راه پیشگیری مناسبی است، بنابراین به یاد داشته باشید که واکسیناسیون خود و فرزندان‌تان را به موقع انجام دهید.

 

چگونه می‌توان خطر عفونت را کاهش داد؟

با رعایت چهار مورد احتیاطی زیر می‌توانید جلوی خطر عفونت برای خود و خانواده‌تان را بگیرید:

۱. دستهای‌تان را مرتب با آب و صابون یا ژل ضدعفونی الکل‌دار بشویید.

۲. به هنگام عطسه یا سرفه جلوی دهان خود را با دستمال یا آرنج خم شده‌تان بگیرید، و دستمال را داخل سطح دربسته بیاندازید.

۳. از تماس نزدیک با کسانی که سرما خورده‌اند یا علائمی شبیه آنفولانزا دارند اجتناب کنید.

۴. اگر خودتان یا کودکتان تب دارید، سرفه می‌کنید یا احساس می‌کنید مشکل تنفس دارید حتماً به دکتر مراجعه کنید.

 

آیا باید ماسک بزنم؟

چنانچه علائم تنفسی (سرفه یا عطسه) دارید، برای محافظت از دیگران استفاده از ماسک پزشکی توصیه می‌شود. اگر هیچ‌گونه علائمی ندارید، نیازی به استفاده از ماسک نیست.

درصورت استفاده از ماسک، برای اطمینان از اثربخشی آن و جلوگیری از افزایش خطر انتقال ویروس، باید از آن درست استفاده کرده و پس از استعمال نیز درست دفع نمود.

استفاده از ماسک به تنهایی برای جلوگیری از عفونت کافی نیست و بایستی با شستشوی مکرر دست‌ها، پوشاندن دهان به هنگام عطسه و سرفه، و جلوگیری از تماس نزدیک با کسانی که علائم سرماخوردگی یا آنفولانزا دارند (سرفه، عطسه، تب) همراه باشد. 

 

آیا COVID-19 روی کودکان تأثیر می گذارد؟

این ویروس جدید است و ما هنوز نمی‌دانیم که چه تأثیری بر کودکان یا زنان باردار خواهد گذاشت. می‌دانیم که امکان دارد افراد در هر سنی به این ویروس آلوده شوند، اما تاکنون موارد نسبتاً کمی از COVID-19 در بین کودکان گزارش شده است. ویروس در موارد نادر کشنده است، و تاکنون بیشتر موارد منجر به مرگ در میان افراد پیرتر با بیماری‌های زمینه‌ای دیده شده است.  

 

اگر فرزندم علائم COVID-19 داشت چه کار کنم؟

حتماً درمان پزشکی را شروع کنید، ولی به خاطر داشته باشید که اکنون در نیمکره شمالی فصل آنفولانزا است و علائم COVID-19 از قبیل سرفه یا تب می‌تواند مشابه علائم آنفولانزا یا سرماخوردگی که بسیار هم شایع هستند، باشد. 

رعایت نکات بهداشتی دست‌ها (شستشوی مرتب دست‌ها) و بهداشت تنفسی را ادامه دهید و واکسیناسیون کودکان خود را به موقع انجام دهید تا کودک‌تان درمقابل سایر ویروس‌ها و باکتری‌های بیماری‌زا در امان باشد. 

در مورد سایر عفونت‌های دستگاه تنفسی از قبیل آنلفولانزا، اگر خودتان یا کودکتان علائمی دارد،  از همان ابتدا کمک پزشکی بگیرید و سعی کنید که از حضور در اماکن عمومی (محل کار، مدارس وسایل نقلیه عمومی)خودداری کنید، تا از سرایت به دیگران جلوگیری شود.  

 

اگر یکی از افراد خانواده علائم بیماری را داشته باشد چه کار باید کرد؟

اگر شما یا کودکتان تب، سرفه یا تنگی نفس دارید، باید از همان ابتدای بروز علائم از پزشک کمک بخواهید. اگر به مناطقی که COVD-19 در آنجا گزارش شده سفر کرده‌اید، یا اگر در تماس با فردی بوده‌اید که به‌تازگی به یکی از چنین مناطقی سفر کرده و علائم تنفسی دارد، با پزشک خود یا با کارمندان بهداشت تماس بگیرید و موضوع را با آنها درمیان گذاشته و مشورت کنید. 

 

آیا بایستی کودکم را در خانه نگهدارم و به مدرسه نفرستم؟

اگر کودک شما علائم بیماری را دارد، از پزشک کمک بخواهید و به دستوراتی که پزشک یا کارمند بهداشتی می‌دهد عمل کنید. درغیر اینصورت، همچون سایر عفونت‌های دستگاه تنفسی از قبیل آنفولانزا، اگر کودکتان علائم بیماری دارد، وی را در خانه بستری کنید و به خوبی از او مراقبت کنید و به اماکن عمومی نروید تا بیماری به دیگران سرایت نکند. 

اگر کودکتان علائمی مثل تب یا سرفه ندارد، و اگر بخشنامه‌ای راجع به بهداشت عمومی یا توصیه‌های رسمی مشابه دیگری درخصوص مدارس دریافت نکرده‌اید، بهتر است که کودک‌تان را به مدرسه بفرستید. 

به‌جای این که کودکان را از مدرسه دور نگهدارید، به آنها آموزش دهید که دستهای‌شان را خوب بشویند و اقدامات بهداشتی مربوط به تنفس را در مدرسه و سایر اماکن انجام دهند، از جمله شستشوی مرتب دست‌ها، پوشاندن دهان به هنگام عطسه یا سرفه با دستمال یا آرنج خم شده، و سپس انداختن دستمال داخل سطل دربسته، لمس نکردن چشم‌ها، دهان یا بینی اگر دست‌ها کاملاً شسته نشده‌اند.

ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 28 بهمن 1398

 اصول روانشناسی آموزشی در کلاس درس

اصل اول:

باورها و پنداره‌های دانش آموزان در مورد هوش و توانایی‌هایشان، بر عملکرد ذهنی و یادگیری آن‌ها اثر می‌گذارد. در صورتی که دانش آموزان باور داشته باشند قابلیت‌های ذاتی آنان قابل رشد و پیشرفت است، تلاش بیشتری می‌کنند اما در صورتی که باور کنند هوش و استعداد آن‌ها مادرزادی و غیر قابل تغییر است، انگیزه تلاش را از دست می‌دهند.

اصل دوم:

معلومات پیشین دانش آموزان بر یادگیری اکنون آن‌ها اثر می‌گذارد. معلم‌ها باید متوجه تداخل معلومات پیشین دانش آموزان با مباحث درسی جدید باشند زیرا دانسته‌های دانش آموزان تنها در کلاس‌های درس شکل نمی‌گیرد محیط خانواده و اجتماع و تعاملات دانش آموزان با جوانب مختلف زندگی روزمره می‌تواند منابع کسب دانش آن‌ها باشد. این دانسته‌های پیشین می‌تواند بر یادگیری جدید، اثر منفی یا مثبت داشته باشد.

اصل سوم:

توان ذهنی و یادگیری دانش آموزان محدود به مراحل رشد فعلی آن‌ها نیست. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که قوای ذهنی دانش آموزان همیشه و در همه موارد محدود به اقتضای سن و سال آن‌ها نیست دانش آموزان می‌توانند به سطوح بالاتری از تفکر و رفتار دست یابند در صورتی که از نظر بیولوژیکی به اندازه کافی رشد یافته باشند، میزانی از آشنایی قبلی یا ارتباط با موضوع درسی را داشته باشند، با موضوعات چالش انگیز رو به رو شوند و در یک محیط آموزشی غنی (همکلاسان با استعداد یا معلم‌های خوب) قرار گرفته باشند.

اصل چهارم:

یادگیری نیاز به بسترسازی دارد بنابراین برای تعمیم آموخته‌ها به موقعیت‌های جدید باید ارتباط بین مطالب جدید و پیشین را برقرار ساخت. انتقال یادگیری جدید به ساختارهای قبلی ذهن کار ساده و خودکاری نیست، دانش آموزان برای ارتباط دادن معلومات جدید با ساختارهای ذهنی سابق خود نیاز دارند که هر چه بهتر و عمیق تر رابطه ای را بین دانش جدید و قدیم خود ایجاد نمایند بنابراین معلم‌ها برای آموزش مفاهیم جدید نیاز به فراهم کردن بستر مناسب از طریق استفاده از انواع روش‌های تدریس، استفاده از مثال‌ها و مصادیق و غیره هستند.

اهل پنجم:

انتقال آموخته‌ها و مهارت‌ها به حافظه بلند مدت نیازمند تمرین است. به تجربه دریافته‌ایم که هیچ مطلب یا مهارتی نمی‌تواند بدون تکرار و تمرین از حافظه کوتاه مدت یا میان مدت وارد حافظه بلند انسان شود. بنابراین برای درونی کردن دانش یا مهارت جدید نیاز به تکرار و تمرین بسیار وجود دارد.

اصل ششم:

بازخورد صریح، واضح و به موقع یادگیری دانش آموزان را افزایش می‌دهد. دانش آموزان برای اینکه جایگاه خود را نسبت به مراحل یادگیری درک کنند و بدانند که تا چه حد بر یک موضوع درسی تسلط یافته‌اند نیاز به دریافت بازخورد توسط معلم دارند. بنابراین بازخورد به موقع، صریح و واضح می‌تواند به دانش آموزان در تائید آموخته‌ها و تصحیح اشتباهات خود کمک کند.

اصل هفتم:

مهارت‌های برنامه ریزی و انضباط شخصی دانش آموزان یادگیری آن‌ها را تسهیل می‌کند بنابراین این مهارت‌ها می‌توانند به دانش آموزان آموخته شوند. دانش آموزانی که از انضباط شخصی برخوردار هستند و برای انجام امور روزمره زندگی از تحصیل و سرگرمی و سایر امور از برنامه ریزی استفاده می‌کنند، بیشتر از سایر دانش آموزان به موفقیت دست می‌یابند بنابراین آموزش مهارت‌های مدیریت وقت و برنامه ریزی می‌تواند جزئی از برنامه درسی مدارس باشد.

اصل هشتم:

خلاقیت دانش آموزان می‌تواند تقویت شود. امروزه می دانیم که خلاقیت پدیده ای ذاتی و غیر قابل تغییر نیست. دانش آموزان می‌توانند از طریق یک برنامه آموزشی مناسب و رویکرد مثبت معلم، خلاقیت و تفکر جانبی خود را تقویت نمایند استفاده از برنامه‌های هنری و تفکر و بحث آزاد می‌تواند در تقویت قوای خلاقیت دانش آموزان مؤثر باشد.

اصل نهم:

انگیزش درونی بهتر و موثرتر از انگیزه‌های بیرونی می‌تواند یادگیری را برای دانش آموزان لذت بخش و شوق انگیز کند. معلم‌ها باید سعی کنند، انگیزه‌های یادگیری دانش آموزان را از عوامل بیرونی و سطحی همچون کسب نمره، رتبه با جایزه مادی، به سمت انگیزه‌های درونی و پایدار همچون میل به دانایی، کمال و زیبایی سوق دهند.

اصل دهم:

انتظارات و برداشت‌های معلم از دانش آموزانش می‌تواند بر عملکرد، انگیزه و یادگیری دانش آموزان مؤثر باشد. تحقیقات نشان می‌دهد قضاوت و برداشت معلم از میزان توانایی و استعداد دانش آموزان می‌تواند بر عملکرد واقعی آن‌ها تأثیر داشته باشد در صورتی که معلم یک دانش آموز را مستعد و باهوش ارزیابی کند، دانش آموز تلاش بیشتری برای جامه عمل پوشاندن به برداشت معلم می‌کند اما اگر معلم دانش آموز را کودن یا بی استعداد تلقی کند، این برداشت به طور ناخودآگاه بر عملکرد دانش آموز اثر منفی می‌گذارد و او را از آموختن و تلاش کردن دلسرد می‌کند (اثر پیگمالیون).

 https://www.chidaneh.com/image/post/upload/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-1.jpg?itok=sIgD3DaZ



ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 16 بهمن 1398


https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn%3AANd9GcTZi3A2cHyrVAmOM3AI2dUMaRWVjXMNXyoHHL__9BcJPsdHMtZH

املا به صورت گروهی:

الف ) دانش آموزان به گروه های چند نفره تقسیم شوند و از هر گروه خواسته شود متنی املایی آماده کنند . از متن هر گروه قسمت هایی را انتخاب

کرده ، به صورت یک متن پیوسته دیکته شود تا بچه ها بنویسند .امتیاز حاصل نیز برای افراد گروه در نظر گرفته شود .

ب ) دانش آموزان را به گروه های 2 یا 3 نفره تقسیم می شوند و متن املا یکی از آنان نوشته می شود و تمام اعضای گروه درنوشتن صحیح کلمات

همکاری می نمایند امتیاز نویسنده ی املا برای همه ی گروه منظور می گردد .

در این تمرین پیشنهاد می شود نویسنده ی متن املا دانش آموز ضعیف هر گروه باشد و بین دو دانش آموز دیگر قرار گیرد تا در وی اعتماد به نفس

کافی به وجود آید .

2- املای خطابه ای : فراگیران درگروه به یک دیگر املا می گویند یا به اولیا ، خواهر و برادر در منزل املا گفته می شود و تصحیح توسط گوینده

صورت می گیرد . دراین نوع املا تثبیت یادگیری املایی و صحیح نوشتن واژه ها مدنظر است و باعث تقویت خواندن در دانش آموز هم می شود.

3- آموزش املا هنگام تدریس متن کتاب فارسی : بعد از تدریس کلمات مشکل دو املایی را روی تابلوی کلاس می نویسند و از دانش آموزان

خواهند به صورت شفاهی برای آن کلمات هم خانواده ، مترادف ، متضاد و ... بگویند و یا جمله سازی نمایند در صورت درست بودن موارد آنها

را تشویق کنند .

4- کامل کردن جمله برای تقویت املا : چند جمله روی تابلو ی کلاس نوشته می شود به طوری که جای یک کلمه در جمله خالی باشد سپس تعدادی

کارت کلمات که شامل خود کلمه ، معنی کلمه ، مخالف و هم خانواده ی همان  واژه روی آن نوشته شده است را در اختیار گروه ها قرار می دهیم

تا با توجه به جمله واژه ی مناسب را از بین کارت ها پیدا کند و در جای خالی قرار دهد در این فعالیت از کسانی که در نوشتن این کلمات اشکال

دارند استفاده شود و در پایان به گروه ها امتیاز داده شود .

5- بازی املایی ( نصف دیگرم کجاست ) : این فعالیت به صورت فردی یا گروهی انجام می گیرد . معلم جمله ای را انتخاب می کند به آن را کلمه

کلمه روی کارت می نویسد و بین گروه ها تقسیم می کند سپس جمله را روی تابلو می نویسد و از هر گروه می خواهد کارت مربوط به جمله را

 روی تابلو نصب کند هر گروهی که سریع تر انجام دهد برنده می شود .

6- مسابقه ی املا روی تابلو : معلم کلمه یا جمله ی کوتاه را بیان می کند هر گروهی که زودتر آن را روی تابلو یا دفتر بنویسد امتیاز می گیرد

 



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398


http://uupload.ir/files/202n_no.jpg

کلمه «نه» یکی از کوتاه‌ترین و ساده‌ترین کلمات برای تلفظ در فارسی است. اما گاهی دقیقاً همین کلمه، به زبان آوردنش بسیار سخت می‌شود. غافلگیر شدن، میل به راضی کردن دیگران و تأیید ایشان، ترس از ناراحت کردن دیگران و هماهنگی با بقیه، ترس از مجازات، احساس گناه، تفاوت با مقام بالادست، تلافی، نوع فرهنگ، از خودگذشتگی، نیاز به قدرت از مهمترین علل «بله گفتن» به جای «نه گفتن» است.

وقتی می‌خواهیم به دیگران «نه» بگوییم، می‌ترسیم که احساسات‌شان را جریحه‌دار کرده یا ناامیدشان کنیم یا حتی بدتر، دیگر دوستمان نداشته باشند.اما نه گفتن هم مهارت‌هایی نیاز دارد مثل هر کار دیگری و قرار نیست با یک نه گفتن دنیا تمام شود.

بعد از نه گفتن تشکر کنید؛ اگر بعد از این‌که خواسته دیگران را رد می‌کنید، یک کلمه تشکرآمیز مثل «ممنون» هم بگویید تاثیر سریع و مثبتی روی درخواست کننده خواهید گذاشت.

محکم باشید؛ اگر مطمئن هستید که باید نه بگویید بدون معطلی یک نه محکم بگویید. محکم نه گفتن البته به مفهوم عصبانیت، پرخاش یا پریدن به طرف مقابل نیست. فقط شک و تردید در صدایتان راه ندهید.

زمان بخرید؛ اگر حس می‌کنید طرف مقابلتان از این‌که رک و صریح دست رد به سینه‌اش بزنید ناراحت می‌شود و به او برمی‌خورد، از تکنیک زمان خریدن استفاده کنید و به او بگویید که برای پاسخ فرصت می‌خواهید. به این ترتیب زمینه راحت نه گفتن پدید می‌آید.

پشنهاد دیگری بدهید؛ می‌توانید با یک پیشنهاد دیگر مسیر صحبت و درخواست را عوض کنید و در واقع با یک پیشنهاد بهتر هم خودتان سود ببرید و هم منافع طرف مقابل را در نظر بگیرید.

از آنجایی که زندگی اجتماعی مستلزم رعایت مواردی است که هم حقوق دیگران و هم حقوق فرد در آن باید مورد توجه قرار گیرد مهارت نه گفتن یکی از لازمه‌های موفقیت فرد در زندگی شخصی و اجتماعی‌اش است. نه‌گفتن، یعنی وقتی ما نمی‌خواهیم مطلبی را بپذیریم با استفاده از این مهارت، بدون آن‌که به خود و دیگران آسیبی برسانیم، نه‌مان را به صورت فعال ابراز کنیم. علت‌های زیادی در مشکل «نه گفتن» افراد  نقش دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به مواردی مثل ترس از دست دادن رابطه با فرد مقابل، احساس مسؤلیت در خصوص احساسات دیگران، اعتقاد به این‌که اگر از درخواست دیگران سر باز بزنید، آدم بد و خودخواهی هستید و شاید این‌کار را با از خودگذشتگی، ایثار و فداکاری و... که در دوران کودکی به شما آموخته‌اند، در تناقض می‌بینید، احساس مهم و با ارزش بودن در مواقعی که درخواستی از شما می‌شود و تصور این‌که اگر حتی برای یک‌بار هم درخواست دیگران را رد کنید، آن‌ها دیگر شما را به حساب نمی‌آورند و ممکن است حتی دیگر از شما چیزی نخواهند.

همچنین دلسوزی کردن برای طرف مقابل و تصور این‌که اگر نه بگویید، شاید هیچ‌کس دیگر نخواهد یا نتواند به او کمک کند و در نتیجه ممکن است کارش راه نیفتد و تصور این‌که اگر نه بگویید، طرف مقابل دیگر شما را دوست نخواهد داشت، ازدیگرعواملی است که مانع از نه‌گفتن صحیح و به‌موقع می‌شود. این‌که شما بتوانید حالات و احساسات درونی‌تان را به‌راحتی به دیگران بگویید، در داشتن روابط سالم و شفاف خیلی مهم و مؤثر است.



راه‌های تقویت «نه گفتن»
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 13 بهمن 1398

کاربرد روانشناسی تربیتی در آموزش

روانشناسی تربیتی، شگردهای کاربردی خاصی را در اختیار دارد که همراه نمودنشان با روند آموزش در مدارس، اثرات قابل ملاحظه ای را بر رشد دانش آموزان خواهد گذارد. تدریس در کلاس درس، یک فعالیت آگاهانه و برنامه‌ریزی شده است که توسط معلم در جهت نیل به اهداف خاصی طراحی و تدوین می‌شود.

آشنایی معلمان با خصوصیات رشد و نیازهای فراگیرندگان در هر یک از دوره‌های تحصیلی، می‌توانند در پیشرفت تحصیلی و تکامل شخصیت ‌آنها بسیار موثر باشد. برای تحقق چنین امری معلم باید از کاربرد روانشناسی تربیتی در آموزش آگاه بوده و به راحتی بتواند اصول و قواعد آن را در کلاس اجرا کند.

در زیر به برخی از قواعد و کاربردهای روانشناسی تربیتی در آموزش اشاره می نماییم:

·                     معلم قبل از شروع به تدریس باید از آمادگی شاگردان خود برای یادگیری آگاهی کامل داشته باشد از این رو پیوسته باید تلاش کند با تحقیق و کنجکاوی اطلاعات لازم را در این زمینه به دست آورد.

·                     معلم باید تمامی توان خود را به کار گیرد تا مطمئن شود که نیازهای دانش آموزان ارضاء شده است تا بدین ترتیب احتمال پرداختن آنها به نیازهای عالیتر بیشتر شود



http://uupload.ir/files/saeh_0076324.jpg




 



ادامه مطلب را اینجا بخوانید...
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 8 بهمن 1398

بیش‌ فعالی چیست و چگونه درمان می‌شود؟

بیش فعالی چیست ؟ اختلال بیش‌ فعالی همراه با نقص توجه یکی از شایع‌ترین اختلالات روانپزشکی در کودکان است که به اختصار ADHD نامیده می‌شود.

این اختلال پدیده‌ای نیست که صرفا در سال‌های اخیر ظهور کرده باشد، بلکه دارای تاریخچه‌ای نسبتا طولانی است.در طول زمان، متخصصان این اختلال را با نام‌های میل انفجاری، بازداری اراده و ناتوانی از مهار اخلاقی، فزون‌جنبشی، اختلال نارسایی توجه و اختلال نارسایی توجه با فزون‌کنشی یا بدون آن خوانده‌اند.

در یک تعریف جامع، این اختلال عبارت است از «الگوی پایدار بیش‌فعالی یا نقص توجه، به طوری که شدت آن بیش از حد طبیعی یک کودک طی روند رشد باشد. برای تشخیص این اختلال لازم است دست‌کم برخی از علائم تا قبل از سن هفت سالگی بروز کند. علائم باید حداقل شش ماه باقی بماند و علائم این اختلال دست‌کم در دو محل از بین مدرسه، خانه و… مشاهده شود.»

حدود هشت تا ۱۰ درصد کودکان به این اختلال مبتلا می‌شوند. احتمال تشخیص این اختلال در پسران سه برابر دختران است‌ (در برخی منابع تا ۹ برابر ذکر کرده‌اند) اما علت این تفاوت هنوز مشخص نشده است. دخترهای مبتلا به این اختلال بیشتر از پسران بی‌توجهی نشان می‌دهند، اما در رابطه با دیگران مشکلات کمتری دارند و همچنین بیشتر از پسران دچار انزوای اجتماعی، اضطراب و افسردگی می‌شوند و کمتر از پسران دارای مشکلات رفتاری هستند.

به والدین دارای کودکان مبتلا به بیش‌فعالی توصیه می‌کنیم از آنجایی که دارودرمانی برای کودکان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی به تنهایی پاسخگو نیست، بهتر است روش‌های تربیتی و برخورد مناسب با این کودکان را فرا بگیرند اما براستی چگونه باید با این کودکان برخورد کرد؟ روش‌های تربیتی مناسب این کودکان کدام است؟

بزرگ کردن هر کودکی به آموزش والدین نیاز دارد، اما کودک بیش‌فعال نیروی ویژه‌ای را می‌طلبد. اگر به عنوان والدین کودک، نقش خود را بخوبی در مقابل همه کسانی که در درمان کودک شرکت دارند ـ مانند معلمان، پزشک، روان‌شناس و حتی سایر اعضای خانواده ـ ایفا کنید، مهم‌ترین و بهترین مدافع کودک هستید.نتیجه این حمایت‌ها و آموزش‌ها این است که می‌توانید به کودک بیش‌فعال خود کمک کنید به سوی موفقیت گام بردارد. در اینجا چند روش مناسب برای رفتار با این کودکان را بیان می‌کنیم:

http://uupload.ir/files/er2q_57681654.jpg

نگرش و افکار خود را تغییر بدهید

از آنجا که تعدادی از انتظارات، باورها و پیشداوری‌های خاص والدین باعث بروز مشکلات ارتباطی والد و کودک می‌شود، لازم است برخی از شناخت‌ها در نخستین مرحله اصلاح شود.مثلا به عنوان والد باید بدانید: رفتار کودک مربوط به یک اختلال است و از روی قصد و عمد نیست، کودک توانایی یادگیری و موفقیت دارد، کودک مجموعه‌ای از توانایی‌های منحصربه‌فرد را دارد که این ویژگی‌ها ارزشمند است. به صورت خلاصه هر چقدر می‌توانید در مورد این بیماری بیاموزید؛ هر چقدر بیشتر بدانید می‌توانید به کودکتان بهتر کمک کنید.

گوش دادن و صحبت کردن را بیاموزید

باز نگه‌داشتن پل ارتباطی میان والدین و کودک فوق‌العاده مهم است و موجب می‌شود اختلاف‌ها و تعارض‌های میان والدین و کودک به شکل موثری از میان برداشته شود و از وخیم‌تر شدن روابط میان آنها جلوگیری کند. برای این مورد پیشنهاد می‌شود:

* رفتار خود را با سن کودک متناسب کنید.

* در هنگام صحبت با کودک ارتباط چشمی ‌با او داشته باشید.

* با جملات ساده صحبت کنید.

* خود را به جای کودک بگذارید.

* سعی کنید هدف او را از بروز چنین رفتارهایی کشف کنید و برای گوش دادن به صحبت‌های کودک خود وقت بگذارید.

* آرام ولی محکم صحبت کنید. اگر معمولا هنگامی‌ که کاری از کودکتان می‌خواهید صدایتان را بلند می‌کنید، کودک می‌آموزد هنگامی‌ که صدایتان را به حداکثر نرسانده‌اید، به شما بی‌توجهی کند.

* احساستان را به کودک بگویید. بدون این‌که مستقیم از کودک انتقاد کنید، به او بگویید در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید. برای مثال: «به خاطر این‌که موهایت را شانه نمی‌کنی واقعا ناراحتم» یا «وقتی بموقع نمی‌خوابی، واقعا نگران می‌شوم.»




ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
علل و درمان اختلالات یادگیری (سری چهارم )


روش های درمانی آموزش شناختی: توجه به تغییر افکار، پنهانی و رفتار، آشکار است که شامل مراحل مختلفی است.


خود آموزشی:

برای پیدا کردن راه حل مناسب که کودک در حین انجام تکالیف تحت نظارت سرمشق دهنده با خود لغات بلند را می گوید. بعدکلمات را جداجدا تکرار می کند و سپس هر حرف را که می نویسد بلند می خواند و بالاخره، برای انجام وتکمیل به موقع تکالیف و تهیه جواب های لازم راهنمایی می شود.

خود بازبینی:

جهت افزایش قدرت توجه است که کودک را آگاه تر می کند بیشتر توجه خود را کنترل کند. در این روش دانش آموز در حین انجام فعالیت درسی لحظه به لحظه توجه خود رابه درس با گفتن این جمله که آیا به درس توجه می کند، بررسی می کند.

آموزش دو طرفه یا دو جانبه:

در این روش آموزگار موقعیت آموزشی دانش آموز را در نظر گرفته و برنامه ریزی می کند تا به دانش آموز مسوولیت بدهد و تدریجا نیز مسوولیت را بیشتر کند تا به نتیجه مطلوب برسد. این روش شامل چهار فعالیت، خلاصه کردن متن، درست کردن سوال از متن که شامل درک مطلب است،تصحیح و رفع اشکال و بالاخره خواندن،مرور، حدس و پیش بینی درباره محتوای مطلب بعدی یا ادامه بحث است در این روش آموزگار و دانش آموز باهم عمل پس خوراند را انجام می دهند.


سرگروه درسی ابتدایی ، گروه آموزشی منطثه2 بهارستان ، درمان اختلالهای یادگیری دانش اموز ، اختلالات آموزشی ، خود اموزشی درمانی ،




روش آموزش تغییر رفتار را اینجا مطالعه نمایید
برچسب ها: سرگروه درسی ابتدایی، گروه آموزشی منطثه2 بهارستان، درمان اختلالهای یادگیری دانش اموز، اختلالات آموزشی، خود اموزشی درمانی،
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : شنبه 5 بهمن 1398
علل و درمان اختلالات یادگیری (سری سوم )


اختلال یادگیری نامعین

افرادی که در این دسته جای میگیرند واجد ملاکهای هیچ یک از اختلالات یادگیری نیستند و موجب کاهش تواناییهای یادگیری کمتر از حد مورد انتظار بر اساس سن، هوش و آموزش کودک میشوند. نمونه ای از این اختلال نقص در هجی کردن است.

اختلال یادگیری کودکان دارای ناتوانی یادگیری معمولا ازلحاظ هوشی مشکلی ندارند، اما به دلیل نقص درراه های پردازش اطلاعات مغزشان،عملکرد ذهنی پا یینی را نشان می دهند.

به زبان ساده می توان گفت ناتوانی یادگیری از تفاوت در مسیرهای عصبی و ارتباط آنها در مغز ناشی می شود. این حالت ممکن است به صورت اشکالات مهمی در اعمالی نظیر گوش دادن، صحبت کردن، خواندن،نوشتن، استدلال کردن، یا حساب کردن ظاهر شود.اکثر این بی نظمی ها جنبه ذاتی دارند و به نظر می رسد که علت آنها بدکارکردی سیستم اعصاب مرکزی باشد.این کودکان با حمایت صحیح و درمان به موقع می توانند در مدرسه و در زندگی، افراد موفقی باشند.

ناتوانی یادگیری مشکلاتی هستند که بر توانایی مغز در دریافت، پردازش، آنالیز و ذخیره اطلاعات تاثیر می گذارد. این مشکلات باعث می شود یک دانش آموز بسیار کندتر از فردی که این مشکل را ندارد،مطالب را یاد بگیرد. ناتوانی یادگیری انواع واقسام مختلف دارد و اکثر دانش آموزانی که دچار این مشکل هستند، به بیش از یک نوع از آن مبتلا هستند.

برخی از انواع خاص آن می تواند در توانایی فرد در تمرکز کردن نیزاخلال ایجاد کند و درنتیجه باعث پریشانی و سردرگمی فکر فرد شود. سایر ناتوانی های یادگیری می تواند خواندن، نوشتن، تلفظ کردن، یا حل مساله های ریاضی را برای فرد مشکل کند.

این کودکان دارای بهره هوشی متوسط تا بالا هستند، از لحاظ حس های مختلف ) بینایی و شنوایی( سالم هستند، ازامکانات محیطی و آموزشی نسبتا مناسبی برخوردارند، دارای ناهنجاری های شدید رفتاری نیستند، پیشرفت آموزشی این کودکان به طور قابل ملاحظه ای کمتر ازبهره هوشی آنها و امکانات آموزشی است که از آن برخوردار هستند.

یعنی به نوعی تفاوت فاحشی بین توانایی هوش بالقوه آنان و عملکردشان در ارتباط با فرآیند یادگیری وجود دارد.

نشانه ها و ویژگی ها این دسته از کودکان علاوه بر مشکل یادگیری در مسائل دیگری هم ممکن است دچار مشکل باشند. این حیطه ها به طور کلی شامل موارد زیر هستند:

http://uupload.ir/files/kfl_aaafr_(2).jpg

- توانایی های شناختی یا ذهنی:

این دسته از مهارت ها به انسان امکان درک مفاهیم، حل مسئله، توجه، به خاطر سپردن، تصمیم گیری و … را می دهند.

گروهی از مبتلایان به اختلال یادگیری به علت نقص در این حوزه علایم مشخصی را نشان می دهند. مانند: ناتوانی در درک مفهوم و منظور متن خوانده شده، ناتوانی در تولید مطلب و نوشتن انشا یا جملۀ متناسب با سن، بی توجهی به درس یا دستورالعمل های ارائه شده در زندگی روزمره و …. آزمون های شناختی ای مانند VS X و CAN TAB قابلیت سنجش این دسته از توانایی ها را دارند.

- ادراک دیداری:

مبتلایان با وجود داشتن چشم سالم، نمی توانند اطلاعات دیداری دریافت شده از محیط را به شکل صحیح تفسیر و درک کنند. در این کودکان نشانه هایی از جمله عدم شناسایی حروف با ظاهر مشابه (ک بجای گ یا ط بجای ظ)، ناتوانی در پیدا کردن حرف یا کلمه ای خاص در یک صفحه از روزنامه، ناتوانی در تشخیص حروف یا کلمات با تغییر دست خط و …. مشاهده می شود.

آزمون TVPS تمامی فاکتور های ادراک دیداری از جمله ثبات شکل، تمیز دیداری، تشخیص شکل از زمینه و … را ارزیابی می نماید.

- ادراک شنیداری:

مبتلایان با وجود داشتن گوش سالم، اطلاعات شنیداری دریافتی از محیط را نمی توانند تفسیر و درک کنند. این کودکان غالبا در حضور سرو صدا نمی توانند درس بخوانند و در کنار یادگیری عمومی به یادگیری انفرادی نیز نیاز دارند. والدین آن ها عموما از اینکه هر حرف را باید چندین بار به آن ها گفت شکایت می کنند.

ارزیابی عوامل دخیل در ادراک شنیداری (مانند تشخیص صدا در حضور سر و صدا) توسط متخصص مربوطه با دستگاه هایی پیشرفته قابل سنجش است.

- حافظه ی دیداری و شنیداری:

هر فرد سالم حدود ۷ تا ۹ آیتم از اطلاعاتی را که دیده یا شنیده، می تواند برای کوتاه مدت به خاطر بسپارد. تکرار و تمرین به ما کمک می کند این موارد را برای مدت طولانی تری به یاد داشته باشیم. این حوزه در تعداد زیادی از مبتلایان به صورت عدم بازیابی شکل کلی کلمه با وجود شناختن حرف های آن بطور جداگانه و یا ناتوانی در یادگیری برخی اشتباهات متداول با وجود جریمه نویسی مکرر، دیده می شود. این آیتم ها با کمک تست VSX و TVPS قابل ارزیابی هستند.

- مهارت های حرکتی ریز و هماهنگی چشم و دست: این کودکان در سنین پایین تر احتمالا در بستن بند کفش، قیچی کردن، صحیح گرفتن مداد در دست، رنگ آمیزی مرتب در محدوده و … مشکل دارند. هر گونه مشکل در این بخش از طریق آزمون BOT قابل ارزیابی و سنجش است.

علایم ناتوانی یادگیری تعداد زیادی از ویژگی ها را به کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری نسبت داده اند مانند جنب و جوش بیش از حد، نقایص ادراکی حرکتی، بی ثباتی عاطفی )حالت عاطفی آنها دایما در تغییر است(، نقص در هماهنگی عمومی بدن، اختلالات درتوجه )دامنه توجه کوتاه، حوا سپرتی،عدم توجه(، هیجانی بودن، اختلال درحافظه و تفکر، دارا بودن مشکلات درسی بخصوص در خواندن، حساب، نوشتن،هجی کردن وجود نقایص در تکلم وشنیدن، بی نظمی های نامشخص در علایم نورولوژکی )عصب شناختی( و نوار مغز مشاهده می شود.


ادامه دارد ...




برچسب ها: علل ودرمان اختلات یادگیری، حافظه دیداری، آموزش و پرورش ناحیه2بهارستان،
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : شنبه 5 بهمن 1398
علل و درمان اختلالات یادگیری (سری دوم)


اختلال بیان نوشتاری

بیان نوشتاری پیچیده ترین مهارت موردنیاز برای انتقال درک زبانی و بیان افکار و عقاید محسوب می­شود. خصوصیات این اختلال عبارتند از: مهارت های نگارشی بسیار پایین تر از حد مورد انتظار با توجه به سن شخص، ظرفیت هوشی و آموزشی او که با آزمون های استاندارد شده سنجیده می­شود. اجزای ناتوانی نوشتن شامل هجی کردن ضعیف، اشتباه در دستور و نقطه گذاری و دستخط بد میباشد. اختلال بیان نوشتاری ممکن است به تنهایی یا همراه با اختلال خواندن بروز کند. این اختلال نیز در پسرها شایع تر از دختران است. برخی از این افراد دچار ضعف عزت نفس و افسردگی میشوند همچنین میزان بیش فعالی در این افراد نسبت به دیگر گروه ها بالاتر است.

مشکلات نگارشی اغلب با اختلالات زبانی همراه هستند و عوامل ژنتیکی هم در بروز آن موثرند. تشخیص این اختلال بر اساس عملکرد ضعیف مستمر فرد در انشاء متون کتبی میباشد. کودکان مبتلا به این اختلال در سالهای اولیه دبستان در زمینه هجی کردن کلمات و بیان افکار خود طبق هنجارهای دستوری متناسب با سن دچار مشکل میشوند. جملات شفاهی یا کتبی آنها حاوی تعداد زیادی اشتباهات دستوری و ضعف در ساختن پاراگراف هاست.

درمان جبرانی اختلال نوشتن عبارت است از تمرین مستقیم هجی کردن و نوشتن جمله و نیز مرور قواعد دستوری. انگیزه فرد برای نتیجه بخشی درمان بسیار مهم است.



اختلالات بیان نوشتاری ، نارسا نویسی نارسانویسی در دانش اموزان ، گروههای آمزشی نسیم شهر بوستان بهارستان شهرستان های استان تهران ، اختلا یادگیری  در کودکان



»»»»» شایع ترین انواع ناتوانی یادگیری نارساخوانی را اینجا بخوانید »»»»»
برچسب ها: اختلالات بیان نوشتاری، نارسا نویسی نارسانویسی در دانش اموزان، گروههای آمزشی نسیم شهر بوستان بهارستان شهرستان های استان تهران، اختلا یادگیری در کودکان،
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
مرتبه
تاریخ : شنبه 5 بهمن 1398

علل و درمان اختلالات یادگیری (سری اول)

طبق تحقیقات صورت گرفته کودکانی که دچار فشار خون بالا هستند به‌دلیل حساسیت بالا، تنش بیشتری را در خود احساس کرده و در نتیجه در عملکردهای شناختی ذهن‌شان دچار مشکلات بیشتری هستند. کودکان پرتنش به‌دلیل نداشتن تمرکز کافی معمولاً دچار اختلال در یادگیری هستند و آنها بخصوص در درس‌های تئوری و مفهومی مشکل بیشتری دارند.

بنابراین طی یک تحقیق صورت گرفته از 201 دانش‌آموز بین سنین 7 تا 18 نشان داد به‌طور کلی 101 دانش‌آموز مشکل یادگیری داشتند که از این میان 28 درصد آنان کودکان مبتلا به بیماری بیش‌فعالی یا ADHD هستند. این کودکان به‌دلیل مشکلات در عملکرد شناختی‌شان معمولاً نمرات درسی پائینی داشته و در کلاس درس نکات آموزشی را کمتر فرامی‌گیرند.

بنابراین مطالعات بیشتر نشان داد، کودکان مبتلا به بیش‌فعالی و نقص توجه به‌دلیل مصرف برخی داروها فشار خون بالایی دارند و این فشار خون به‌طور کلی تنش را در این کودکان بالا می‌برد.

بنابراین توصیه اصلی بر این است که والدین قبل از کاربرد مهارت‌های آموزشی و یادگیری برای درمان اختلال یادگیری او بهتر است ابتدا از میزان فشار خون فرزند خود اطمینان حاصل کرده و در صورت مبتلا بودن کودک به بیماری بیش‌فعالی ابتدا راهکارهای درمانی به‌کار گرفته شود و بعد برای اختلال یادگیری او دنبال راه‌حل باشند.



اختلالات خواندن ، اختلال های ریاضی ، سرگروه درسی ابتدایی ، کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی بهارستان 2


اختلال خواندن

اختلال خواندن چنین تعریف شده است: حالتی که در آن پیشرفت خواندن پایین تر از حد مورد انتظار بر حسب سن، آموزش و هوش کودک است. مشخصه اختلال خواندن، ناتوانی برای بازشناسی واژه ها، خواندن کند و نادرست و فهم ضعیف است.به علاوه در کودکان مبتلا به اختلالات کم­توجهی/بیش فعالی خطر اختلال خواندن بالا است. مطالعات نشان می دهد که میزان شیوع این اختلال بین ۲ تا۸درصد است. تعداد پسرهای مبتلا به ناتوانی خواندن در ارجاع های بالینی ۳ یا ۴ برابر دخترها گزارش شده است. ۲۵ درصد کودکان دچار این اختلال بطور همزمان دچارADHD نیز هستند. شواهد نشان می­دهند میزان بروز پرخاشگری، افسردگی و علایم اضطرابی در این کودکان بالاتر است. اختلال خواندن بازتاب نقصی در پردازش اصوات کلامی است و کودکانی که در خواندن مشکل دارند دارای نقایصی در مهارتهای پردازش نظام آوایی هستند. تشخیص این اختلال عمدتا وقتی مطرح می­شود که پیشرفت خواندن کودک به میزان چشمگیری پایین تر از توانایی هوشی او باشد. سایر خصوصیات تشخیصی عبارتند از: مشکلاتی در فراخوانی و به خاطرآوردن و ردیف کردن حروف و کلمات چاپی، پردازش ترکیب های پیچیده دستوری و استنباط. کودکان مبتلا به اختلال خواندن ممکن است در خواندن شفاهی دچار اشتباهات متعددی شوند این اشتباهات شامل حذف، اضافات و تحریف کلمات است.چنین کودکانی در تمیز ویزگی ها و اندازه حروف چاپی بخصوص حروفی که در جهت گیری فضایی و طول خط متفاوتند دچار اشکال می­شوند. سرعت خواندن کودکان کند است و اغلب میزان درک آنها پایین تر است و در هجی کردن مشکل دارند و ممکن است از کلمه وسط یا آخر یک کلمه نوشته شده شروع به خواندن کند.این کودکان حروفی را که باید خوانده شود پس و پیش می­خوانند که بدلیل عدم جابجایی کامل حرکات تعقیبی چپ به راست چشم است. این کودکان وقتی ناچار به استفاده از زبان نوشتاری می­شوند اضطرابشان تشدید می­شود. مشخصه اکثر راهبردهای جبرانی موجود برای کودکان دچار اختلال خواندن عبارتست از آموزش مستقیم مولفه های مختلف خواندن با تمرکز بر توجه کودک و پیوند بین اصوات کلامی و هجی.





اختلال ریاضیات را در ادامه مطلب ببینید»»»»»»
برچسب ها: اختلالات خواندن، اختلال های ریاضی، سرگروه درسی ابتدایی، کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی بهارستان 2،
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
بهترین راه پر کردن اوقات فراغت تابستانی دانش آموزان چیست؟

ـ سمانه اسدی، روانشناس و کارشناس سلامت روان:

با توجه به اینکه اوقات فراغت مختص دانش آموزان است و متعلق به آن هاست لذا ضروری است که خودشان با توجه به علاقمندی هایشان توسط خانواده ها در این مسیر هدایت گردند. با توجه به اینکه امروزه شرکت در کلاس های تابستانی و اوقات فراغت به بخش مهمی از دغدغه های والدین در این ایام تبدیل شده است نیاز است که والدین این توجه را داشته باشند که اوقات فراغت لزوما یک پدیده گران قیمت نیست و شرکت در کلاس های پرهزینه اصلا مورد مطلوب نمی باشد همچنین رفتن به کلاسهای تابستانی هم آخرین راهکار برای گذراندن اوقات فراغت نیست بلکه نیاز است با خرج کمی خلاقیت به برنامه ریزی در این زمینه پرداخت تا فرزندان بتوانند از طریق داشتن سرگرمی های شاد و مفرح نیازهای خود را برآورده سازند. یکی از این راهکارهایی که می تواند هم به کودک و نوجوان و هم به والدین آنها در تعیین نحوه گذراندن اوقات فراغت کمک زیادی بکند دریافت نظرخود آنهاست. اینکه از آنها بپرسیم به چه چیزهایی علاقمند هستند و یا اینکه چگونه برای اوقات فراغت خود برنامه ریزی کنند. در واقع با این پرسش ها می توان دانش آموزان را به برنامه ریزی کردن در مورد اوقات بیکاری و تعطیلات خود ترغیب کرد که از طرفی هم می تواند تاثیر مثبتی در ایجاد حس مسئولیت پذیری نسبت به امور خودشان در آنها بنماید و هم اینکه والدین را از تصمیم گیری تحمیلی و اجباری برای فرزندانشان دور سازد. در واقع بسیار نیاز است تا خانواده ها نقشی راهنما و هدایتگر را ایفا نمایند تا تصمیم گیر مطلق.

پس می توان گفت بهترین راه پرکردن اوقات فراغت دانش آموزان از طریق برنامه ریزی در این زمینه صورت می گیرد. در رابطه با شرکت در کلاسهای تابستانی توصیه نمی شود که حتما باید با کلاس تابستانی این اوقات پر شود یا نشود بلکه مسئله این است که شرکت در این کلاس ها تا چه حد به رفع نیازهای جسمی و روحی دانش آموزان منجر خواهد شد؟ و یا اینکه آیا این روش می تواند صرفا راه فراری برای خلاصی از بی برنامگی و بطالت در ایام تعطیلات دانش آموزان باشد؟ قطعا با یک برنامه ریزی صحیح از سوی والدین اهداف غنی سازی در زمان فراغت قابل تحقق و عملی است.

ـ دکتر مهدی علی اکبرزاده، مدیرکل فرهنگی هنری، اردوها و فضاهای پرورشی وزارت آموزش و پرورش:

در این زمینه باید دو مقوله را در کنار یکدیگر بخوبی تعریف کرد: اول نقش جامعه در برآوردن نیازهای دانش آموز در اوقات فراغت و دوم برنامه ریزی درست والدین و تاثیر درست خانواده در پر کردن فضای ایجاد شده. بنظر می رسد که هر دو مورد در کنار هم و با برنامه ریزی درست و تاثیرگذار نسبت به هم باید وارد عمل شوند. اولیا از فرزند خود بهتر از هر کس دیگری شناخت دارند و علایق و استعدادهای او را باور دارند بنابراین اولیا باید قبل از فرارسیدن فصل تابستان به فکر پر کردن اوقات فراغت فرزند خود باشند اگرچه اوقات فراغت فقط منحصر به فصل تابستان نیست. وقتی که اولیا علایق، سلایق و استعدادهای فرزند خود را می شناسند بهتر است که با یک مشورت خانوادگی و یک صحبت جمعی درباره چگونگی پر کردن اوقات فراغت فرزند خود مشورت کنند و به یک نتیجه منطقی برسند؛ اما در کنار این مورد اولیا باید به جامعه ای که در آن زندگی می کنند توجه داشته باشند و اینجاست که نقش جامعه پررنگ می شود و فضاهایی را برای برنامه ریزی اوقات فراغت توسط والدین و دانش آموز در اختیار آنها قرار می دهد و بنابراین وظیفه همه نهادهاست که در این امر ورود پیدا کنند و پرکردن اوقات فراغت نباید به آموزش پرورش اختصاص یابد.

آموزش و پرورش امکانات خاص خود را دارد و در طول سال تحصیلی نیز به دانش آموزان خدمات خود را ارائه می دهد اما اوقات فراغت تابستانی و تعطیلات عید نوروز فضای وسیعی است و نقش جامعه و نهادهای اجتماعی در پرکردن این اوقات برجسته تر می شود که چه امکاناتی را چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی بتوانند در اختیار دانش آموزان قرار دهند. بنابراین مطلوب این است که همه نهادهای اجتماعی چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی بتوانند برنامه های خود را در اختیار خانواده ها بگذارند تا آنها بتوانند انتخاب درستی داشته باشند. بدون شک بهترین زمان تربیت دانش آموز همان زمان فراغت اوست و بهترین شرایط برای گذراندن اوقات فراغت توسط یک دانش آموز این است که به دنبال یک سری از آموزش های مهارتی از جمله آموزش های مرتبط با مسائل فرهنگی و هنری و حتی آموزش های مهارتی و فنی و حرفه ای، آموزش های قرانی، آموزش های مرتبط با تربیت بدنی و ورزشی و فعالیت های پژوهشی باشند.



ادامه مطلب
ارسال توسط سرگروه پایه سوم
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا از عملکرد (اطلاع رسانی، نو و بروز بودن محتوا، کاربردی بودن مطالب و...) وب سایت گروه های آموزشی ناحیه دو بهارستان رضایت دارید؟





صفحات جانبی
دبیرخانه های استانی
امکانات جانبی
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت


یک پیام بفرستید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات